یکشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۹:۴۳

یادداشت مفدا مازندران به بهانه روز روان‌شناس و مشاور؛

"روان شناسی سلامت" پلی میان روان‌شناسی و پزشکی بمنظور بهبود نظام مراقبت‌های بهداشتی و ارتقاء سلامت افراد

روز روان‌شناس

کیفیت زندگی و نوع رفتارهای انجام گرفته توسط افراد است که به طور مستقیم یا غیرمستقیم منجر به ارتقاء یا افت سلامتی آنان می‌شود و این مساله از اصلی‌ترین موضوعاتی‌ست که توسط روان‌شناسان سلامت مورد تاکید است. در این یادداشت، مفدا مازندران به طور خلاصه به تاریخچه پیدایش این رشته و ارتباط آن با سیستم بهداشتی و درمانی پرداخته است.

امروزه برخی از بیماری‌های واگیر یا عفونی وجود دارد که خود منجر به بسیاری از بیماری‌ها و اختلالات مزمن روانی شده است. به همین علت نیاز به تحول در رویکردهای سلامت و نگاهی دوباره به مقوله پیشگیری از پنجره تعدیل رفتارهای انسانی و توجه به عوامل محیطی و بوم شناختی لازم به نظر می رسد.
اینکه رفتار انسانی چگونه و تحت تاثیر چه عواملی شکل می‌گیرد؟ چگونه می‌توان در جهت تغییر آن به سمت یک رفتار سالم و ایده‌آل گام برداشت؟ مساله‌ای است که در محدوده‌ی علوم رفتاری، اجتماعی و پزشکی باید به جستجوی پاسخ آن بود و یکی از حیطه‌های اصلی پاسخگو به این پرسش‌ها حیطه روانشناسی سلامت است.
چگونگی پیدایش ارتباط علمی بین روان‌شناسی و پزشکی
این نظریه که پزشکی و روانشناسی با هم مرتبط هستند سابقه تاریخی طولانی دارد و به یونان قدیم برمی‌گردد. در اوایل قرن بیستم این موضوع با فعالیت‌های حرفه‌ای زیگموند فروید که پزشکی خوانده بود، رسمی‌تر شد. او مشاهدات خود متوجه شد بعضی از بیماران بدون داشتن اختلالات عضوی و علایم جسمی، دچار بیماری هستند. این موضوع با نظریه روانکاوی سازگار بود. فروید معتقد بود که این علایم تبدیلی است از اختلالات عاطفی ناخودآگاه، و این وضعیت را هیستری تبدیلی نامید.
نیاز به درک وضعیتی مانند هیستری تبدیلی پژوهشگران را راهنمایی کرد تا رابطه‌ی میان مسائل عاطفی و وضعیت جسمانی را مورد بررسی قرار دهند. و این تحقیقات رشته‌ای به نام پزشکی روان تنی را به وجود آورد که با شورای پژوهش‌های ملی در ارتباط بود و به نشر مجله‌ای به نام پزشکی روان تنی در سال ۱۹۳۹ منجر شد. در سال ۱۹۷۰ رشته پژوهشی جدیدی به وجود آمد که نقش روان‌شناسی را در بیماری مورد بررسی قرار می‌داد، این رشته را پزشکی رفتاری نامیدند که از شاخه در روانشناسی به نام رفتارگرایی سرچشمه گرفته است. چرا اینگونه یافته‌ها اهمیت دارند زیرا آن‌ها این نگاه را می‌سازند که میان روان و بدن رابطه مستقیم‌تر و مشخص‌تر از آنچه در گذشته تصور میشد وجود دارند، این نظریه‌ها خیلی زود به روشی درمانی پسخوراند زیستی منجر شدند.
در دهه ۱۹۷۰ رشته دیگری نیز در زیر مجموعه روان‌شناسی به وجود آمد که آن را روان‌شناسی سلامت نام گذاردند. روان‌شناسی سلامت؛ به طور کلی به عنوان گرایشی بین رشته‌ای از روان‌شناسی و پزشکی شناخته می‌شود. به منظور توضیح بیشتر می‌توان این رشته را که در مقطع دکترای تخصصی آموزش داده می شود، برگرفته از حوزه‌های روان‌شناسی، جامعه شناسی، زیست شناسی و بهداشت در نظر گرفت. به طوری که انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) تعریفی را که از روان شناسی سلامت ارائه داده، بیان کوتاه و کاملی از این رشته است: رویکرد زیستی- روانی- اجتماعی به سلامت (bio psycho social approach to health).

طبق تعریف ماتارازو، روان‌شناسی سلامت عبارت است: از گردآوری یافته‌های آموزشی علمی و حرفه‌ای در رشته روان‌شناسی در جهت ارتقا و حفظ سلامتی؛ پیشگیری و درمان بیماری‌ها؛ علت شناسی و عوامل مرتبط با تشخیص سلامت و بیماری و کژکارکردی‌های مربوط به آن؛ و نیز تجزیه و تحلیل و بهبود نظام مراقبت‌های بهداشتی و ایجاد خط مشی‌های بهداشتی.

قسمت آخر این تعریف چهار هدف روانشناسی سلامت را توصیف می‌کند:
نخستین هدف، ارتقاء و حفظ سلامت است. روانشناسان موضوع هایی از قبیل سیگار کشیدن، استفاده از کمربند ایمنی در هنگام رانندگی، مصرف مشروبات الکلی و پایبندی به رژیم های غذایی خاصی را بررسی می‌کنند. در نتیجه روانشناسان سلامت می‌توانند در طرح ریزی برنامه‌های آموزشی در دانشکده‌های بهداشت و بسیج رسانه‌های گروهی در جهت تشویق شیوه زندگی و رفتارهای سالم فعالیت کنند.
دومین هدف، شامل پیشگیری و درمان بیماری است. کاربرد اصول روان‌شناسی به گونه‌ای موثر در پیشگیری از بیماری‌هایی، مانند کاستن از فشار خون بالا، و در نتیجه کاهش خطر بیماری قلبی و سکته مغزی کمک کرده است. روان‌شناسانی که آموزش بالینی دیده‌اند، می‌توانند به بیماران مبتلا به بیماری‌های شدید و مزمن کمک کنند تا با شرایط فعلی خود یا با برنامه‌های توانبخشی و نیز برنامه‌های کاهش فعالیت‌های شغلی و جنسی خویش سازگاری پیدا کنند.
سومین هدف به تشخیص علل و ردیابی علل بیماری، مربوط است. روان‌شناسان علل بیماری را بررسی می کنند. روان‌شناسان، روندهای فیزیولوژیکی را نیز بررسی می‌کنند و از این معلومات برای تشخیص مشکلات شنوایی و بینایی استفاده می‌شود.
چهارمین و آخرین هدف، یعنی بهبود نظام خدمات بهداشتی و مقررات بهداشتی است. روان‌شناسان چگونگی تاثیر این خدمات و خصوصیات یا کارکردهای بیمارستان‌ها، خانه‌های سالمندان، کارکنان بهداشتی _ درمانی و هزینه‌های پزشکی را بررسی می‌کنند. آنان با معلومات حاصل می‌توانند توصیه‌هایی در جهت ارتقاء این مراکز به عمل بیاورند، راه‌هایی را پیشنهاد دهند که پزشکان و پرستاران در مورد نیازهای بیماران، حساس‌تر و مسئول‌تر شوند و کاری کنند که نظام خدمات درمانی به میزان بیشتری در دسترسی کسانی قرار گیرد که در دستیابی به درمان موفق نیستند.
تحقیقات روان‌شناسی سلامت، می‌تواند فرایندهای زیربنای سلامت و بیماری را آشکار سازد و بر اساس آن، پیشنهاد تغییراتی را در سیستم مراقبت‌های بهداشتی به منظور بهینه کردن و اثربخشی بیشتر دهد. با توجه به اهمیت این موضوع می‌بایست بستری مناسب برای گسترش این حیطه و بهره‌گیری مناسب از آن در جهت رشد و اعتلای سلامت افراد و جامعه فراهم گردد و این مهم میسر نیست مگر با شناخت هر چه بیشتر آن در قالب نظریات علمی مطرح شده از جانب صاحب نظران این رشته و به کار بستن این تئوری‌ها در موقعیت‌های واقعی و عملی...
گردآورنده: دکتر ملیحه طالبی امرئی
دکترای تخصصی رشته روان شناسی سلامت و کارشناس امور روان دانشگاه

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.